بـــــــــــاور...!!
آدمها مي آيند
خودشان را نشان ميدهند
اصرار ميکنند
براي اثبات بودنشان و ماندنشان
اصرار ميکنند که تو نيز باشي همراهشان
همان آدمها
وقتي که پذيرفتي بودنشان را
وقتي که باورشان کردي
به سادگي
ميروند
و تو ميماني با باوري که ....
درد.نوشت.
و این منم !
دختری تنها ...
در کشاکش فصل های سرد و نخوت انگیز ...
فروغ جان ؟!
آستانه را رد کرده ام ...
به سر حد رسیده ام ...
شقایق ثامری
+ نوشته شده در ساعت توسط صــدف
خـــــــــــــــودت بــــــــاش . . .