دنیا دارد حول بی کسی هایم خراب می شود

و من

خیره تر از میخکوب ها به دیوار

نگران پیچ خوردن پای مورچه هایی هستم که هفت پشتشان هم

به اندوخته هایم نمی رسد

همینست که منظور هیچ کس را درست نمی فهمم

وگرنه عزرائیل سال هاست که حرف آخرش را با من

 زده...!!!

درد.نوشت.  به ما دروغ می گفتند: دردها را بزرگ که شوید فراموش میکنید

درست این است: زندگی، آنقدر درد دارد که از درد نو،درد کهنه فراموش

می شود.